متن3: چرا علم اجتماعی؟

 

بابک آل مولانا

چرا علم اجتماعی؟(1)

تجربه تغییر مدرسه برای بسیاری از ما آشنا است. آنقدر نزدیک و بدیهی و آَشنا که هرگز به آن فکر نمی­‌کنیم. تغییر مدرسه چه تفاوت­‌هایی در زندگی اجتماعی ما به وجود آورده است؟ این تفاوت­‌ها ناشی از چیست؟ از سوی دیگر مدرسه خود را تغییر می­‌دهیم اما شرایط و قوانین انضباطی مدرسه، رفتار معلمان، برخورد کادر مدرسه با دانش‌­آموزان و بسیاری از موارد مشابه برای ما قابل پیش‌­بینی بود. ما مطمئن هستیم معلمان ما روی پاهای خود وارد کلاس می‌شوند، کادر مدرسه به ما سلام خواهند گفت، کسی ما را تنبیه بدنی نخواهد کرد و ... . منشا چنین اطمینانی چیست؟ ظاهرا نه تنها آشنایی، شناخت و درک رو در روی ما از یکدیگر به ما در کسب چنین اطمینانی کمک می­‌کند بلکه مجموعه‌­ای از قوانین و قواعد رسمی و غیررسمی پیرامون ما وجود دارد که حقوق و تکالیف مشخصی را برای ما تعریف می­‌کند و رفتارها و روابط اجتماعی ما را سازماندهی می­‌کند.

هر انسان عادی به حکم عقل سلیم یک عالم اجتماعی است. اگر نمی‌­توانستیم رفتار یکدیگر را به درستی پیش­‌بینی کنیم، روابط اجتماعی ناممکن می­‌شد. چنان که تامس هابز، در 1651 نوشت: "در آن صورت زندگی انسان «گوشه‌گیرانه، خالی از لطف، ناخوشایند و کوتاه» می­‌بود." اگر می­‌توانیم خانواده و دوست و علاوه بر آن مشتری، شاگرد، استاد، کارمند و مستخدم داشته باشیم فقط به این علت است که معمولا قادریم واکنش دیگران در قبال اعمال­‌مان را پیش­‌بینی کنیم. اگر نمی‌­توانستیم پیش­‌بینی کنیم خویشاوندان و همسایگان‌مان قصد ندارند زمانی که خوابیم ما را بکشند، مجبور بودیم تک و تنها در مخفیگاه­‌های پرت بخوابیم.

 این پیش‌­بینی­‌پذیری چه دستاوردی برای ما دارد؟ هنگامی که اعمالی از افرادی خاص سر می­‌زند، علم اجتماعی سعی می­‌کند الگوهای کلی حاکم بر این اعمال خاص را کشف کند. اما آیا با وجود این الگوهایی که رفتار و روابط اجتماعی ما را تنظیم می­‌کنند، می‌­توانیم ادعا کنیم تصمیم‌هایی که در زندگی می­‌گیریم، آزادانه است؟ این الگوهای کلی بدان معنی نیست که حس آزادی شخصی یا انتخاب­‌هایی که می­‌کنیم توهم است، بلکه نشان می­‌دهد که گزینه­‌هایی که با آن­ها رو به رو می­‌شویم، اغلب بسیار محدود اند و عواملی خارج از کنترل ما سازمان‌شان می‌دهند. برای مثال، زن و شوهرها اغلب در مورد بچه­‌دار شدن و زمان بچه­‌دار شدن‌شان تصمیم می­‌گیرند اما به احتمال بسیار زیاد در خلال بحرا‌ن­‌های اقتصادی تصمیم­ می‌­گیرند بچه‌­دار نشوند. با درک این محدودیت‌­ها و پیش‌­بینی‌­پذیر ساختن آنها، می‌توانیم خودمان را در چارچوب وسیع‌­تری قرار دهیم و خویشتن و نزدیکان‌مان را بهتر بشناسیم و جهان اطراف خود را در کنترل خود قرار دهیم. عوامل گوناگونی مانند نابرابری‌های آموزشی، قوانین، پیشینه خانوادگی و زمینه­‌های اجتماعی مانند سن، جنسیت و ...، نوع پیوندهای عاطفی در مدرسه قبلی و کنونی، شیوه‌­های اعمال اقتدار از سوی معلمان و دانش‌­آموزان، تفاوت­ گروه­‌های اجتماعی که در مدرسه به عضویت آن­‌ها در می­‌آییم، الگوهای طراحی فضا در مدرسه قبلی و کنونی و روابط اجتماعی ما با همسالان و معلمان و بسیاری موارد دیگر مفاهیمی هستند که ما از طریق آن­‌ها می­‌توانیم به فهم دقیق‌­تری از خود، تجربه خود و محیط پیرامون‌مان نائل شویم و در عین حال قدرت بیشتری برای کنترل همه آن­‌ها به دست آوریم.