درباره اخلاق مبادله

 

 

 

 

عباس خورشیدنام

«یک مثال دیگر: یکی از فعالیت­‌های رایج در مدارس، تقدیر دانش­‌آموزان از معلمان در روز معلم است. دانش­‌آموزان در چنین روزی با تقدیم گل و هدایا از زحمات معلمانشان تقدیر و تشکر می­‌کنند. این اقدام، عملی نمادین به حساب می‌آید و دانش­‌آموزان و خانواده­‌های آنها در چنین روزی با چنین اقداماتی مراتب تشکر خود را نسبت به اقدامات معلمان و مسئولین مدرسه نشان می­‌دهند. این اقدام، عملی انسانی و اخلاقی محسوب می­‌شود. چرا که به معنای قدرشناسی دانش‌­آموزان و به رسمیت شناخته شدن تلاش­‌های معلمان از سوی دانش‌­آموزان است. اما پیامد ناخواسته دادن هدیه به معلم و مسئولین مدرسه، شخصی شدن رابطه معلم با دانش‌­آموز است. بدیهی است که فضای آموزشی نباید به مناسبات شخصی آلوده شود و قوانین و ضوابط آموزشی باید راهنمای عمل و تعامل افراد باشد.»

 

یکی از عادات آشنای جامعه ما که ممکن است در روز بارها شاهد آن باشیم تعارف کردن است. معمولا این عادت نشانه صمیمیت و دوستی به حساب می‌­آید و به شکل رسمی و غیر رسمی در تعاملات روزمره تکرار می‌­شود. تعارف مانند هر پدیده اجتماعی دیگری دارای ابعاد مثبت و منفی است و برای اینکه این پدیده را به درستی بشناسیم باید درکی همه جانبه و کامل از آن داشته باشیم. بر این اساس، ادعای این نوشتار این است که تعارف هم می‌­تواند نشانه همبستگی افراد جامعه با یکدیگر باشد (بعد مثبت) و هم  می‌­تواند نشانه­ وجود نقص و آسیب در روابط اجتماعی باشد (بعد منفی). در ادامه به بررسی این ادعا خواهیم پرداخت .

می­‌توانیم تعارف را به این شکل تعریف کنیم: «تعارف ژست پیشنهادی است که باید رد شود». در این تعریف، تناقضی وجود دارد که برای تحلیل روابط روزمره باید به آن توجه کنیم.

تعارف یک پیشنهاد است: مثلا وقتی خرید می­‌کنیم، فروشنده از باب تعارف به ما می­گوید: «قابلی ندارد... مهمان من باشید». به نظر می­‌رسد فروشنده با گفتن این جمله دارد به ما پیشنهاد می‌­دهد که کالای مورد نظرمان را بدون پرداخت پول با خودمان ببریم. اما آیا این یک پیشنهاد واقعی است؟ آیا می­‌توانیم پیشنهاد فروشنده را جدی بگیریم و بدون پرداخت پول، کالای مورد نظر را با خودمان ببریم؟

مسلم است که نمی‌­توانیم چنین کنیم. با اینکه فروشنده دارد به ما پیشنهاد می­‌کند که مهمانش باشیم و پولی نپردازیم، اما می­‌دانیم که این حرف صرفا یک تعارف است و نباید آن را بیش از حد جدی بگیریم.

پس باید گفت، تعارف یک پیشنهاد واقعی نیست و در واقع، صرفا ژست پیشنهاد کردن است. در نتیجه، برای کسی که پیشنهادی در قالب تعارف دریافت می­‌کند حق انتخابی وجود ندارد. وقتی فروشنده به من می­‌گوید «مهمان من باشید»، منظورش این نیست که اگر دلم بخواهد می‌­توانم پول کالای مورد نظرم را ندهم و آن را با خودم ببرم. فروشنده صرفا دارد تظاهر به پیشنهاد می­‌کند. اما این پیشنهاد، یک پیشنهاد واقعی نیست. به همین خاطر است که ما هیچ وقت پیشنهاد فروشنده را قبول نمی­‌کنیم و در نهایت مبلغ کالای مورد نظرمان را به فروشنده می­‌پردازیم. ممکن است فروشنده چندین بار اصرار کند که مهمانش باشیم. اما ما می­‌دانیم که نباید این پیشنهاد را بپذیریم و باید مبلغ کالای مورد نظرمان را بپردازیم.

یک مثال دیگر: فرض کنید شما و دوستتان درگیر یک رقابت شدید برای قبولی در آزمون ورودی هستید و دست آخر دوست شما در آزمون ورودی پذیرفته می­‌شود و شما پذیرفته نمی­‌شوید. ممکن است پس از پایان رقابت دوست شما پیشنهاد دهد که می­‌تواند از ثبت نام در دبیرستانی که در آن قبول شده صرف نظر کند تا شما که نفر بعد از او هستید بتوانید به جای او ثبت نام کنید. شما باید در چنین موقعیتی چه واکنشی از خود نشان دهید؟

درست است که دوستتان چنین پیشنهای به شما کرده است اما اگر این پیشنهاد را قبول کنید فرد فرصت­‌طلبی خواهید بود که قواعد رقابت و درست درس خواندن را زیر پا گذاشته‌­اید و جایگاهی را به دست آورده‌­اید که صلاحیتش را ندارید.

اما چرا باید پذیرفتن این پیشنهاد کار بدی باشد؟ مگر دوست شما خودش به شما این پیشنهاد را نداده است؟ پس چرا نباید این پیشنهاد را پذیرفت؟

از این دو مثال می­‌توانیم بفهمیم که تعارف کردن، شکلی از پیشنهاد کردن است اما پیشنهاد کردن به شکلی متناقض. در حالت عادی، وقتی به کسی چیزی را پیشنهاد می­‌کنیم، طرف مقابل ما این حق را دارد که پیشنهاد ما را بپذیرد یا رد کند. اما وقتی در قالب تعارف چیزی را به کسی پیشنهاد می­‌کنیم، طرف مقابل ما این حق را ندارد که بنا به میل و خواست خود پیشنهاد ما را بپذیرد یا رد کند. او حتما باید پیشنهاد ما را رد کند. همان­طور که وقتی فروشنده تعارف می­کند که پول کالا را نپردازیم، به خوبی می­‌دانیم که این یک پیشنهاد واقعی نیست و ما باید حتما پول کالای مورد نظرمان را پرداخت کنیم.

اما فایده چنین کاری چیست؟ چرا باید به یکدیگر تعارف کنیم؟ اگر تعارف یک پیشنهاد دروغین است، چرا باید چنین پیشنهادهای دروغینی را در زندگی روزمره‌­مان بارها و بارها تکرار کنیم؟   

واقعیت این است که رفتاری مانند تعارف، نقش مهمی در فرایند اجتماعی شدن و تربیت ما دارد. ما با ژست تعارف و رد کردن پیشنهادی که دریافت کرده­‌ایم، به خود و دیگران نشان می­‌دهیم و ثابت می­‌کنیم که تابع قوانین جامعه و قرارداد اجتماعی هستیم. درست است که ما در زندگی­مان آرزوهایی داریم و می­‌خواهیم به اهدافمان در زندگی برسیم اما مجبوریم که برای رسیدن به این هدف­ها تابع قواعد و قوانین جامعه باشیم.

مثلا دوست داریم در زندگی­مان از رفاه کامل برخوردار باشیم و هرچه که می­‌خواهیم در دسترسمان باشد. اما مجبوریم برای رسیدن به رفاه، کار کنیم و با کسب درآمد به چیزهایی که می­‌خواهیم برسیم. در یک جامعه، کسی نباید انتظار داشته باشد بدون کار کردن و زحمت کشیدن به رفاه برسد. وقتی فروشنده با تعارف به ما می­گوید «مهمان من باشید» نباید پیشنهادش را جدی بگیریم. وقتی تعارف فروشنده را رد می­‌کنیم، داریم با این کارمان به خودمان و به فروشنده نشان می­‌دهیم که تابع قوانین حاکم بر جامعه هستیم و دنبال این نیستیم که با فرصت‌­­طلبی و ریاکاری و دور زدن قوانین جامعه، به اهدافمان برسیم. ما با رد کردن تعارف فروشنده، نشان می­‌دهیم که فردی قابل اعتماد هستیم و نمی­‌خواهیم از اطرافیانمان سوء استفاده کنیم.

اما همان­طور که در ابتدای متن نیز گفته شد، تعارف می­‌تواند دارای ابعاد منفی نیز باشد. در زبان فارسی، ضرب­‌المثل معروفی داریم که می­‌گوید: «تعارف اومد نیومد داره». این ضرب­‌المثل می‌­تواند به روشنی بیانگر بعد منفی تعارف باشد.

گفتیم که تعارف یک پیشنهاد واقعی نیست و نباید چنین پیشنهادی را بپذیریم. اما این ضرب­‌المثل تعارف را یک پیشنهاد واقعی در نظر می­‌گیرد؛ پیشنهادی که می­‌توان به هر دو گزینه مطرح در آن فکر کرد و یکی را انتخاب نمود. این ضرب­‌المثل تعارف را به یکی از بده بستان­‌های پیش پاافتاده و روزمره فرومی­‌کاهد. پیشنهاد  این ضرب‌­المثل این است که اگر شرایط فراهم باشد می‌­توان تعارف را پذیرفت و قبول کرد. در واقع، این ضرب­‌المثل دارد به ما هشدار می­‌دهد که وقتی به کسی تعارف می­‌کنیم، آن فرد ممکن است تعارف ما را بپذیرد. مثلا اگر شرایط مهیا باشد، ممکن است بعد از تعارف کردن فروشنده، بدون اینکه به او پولی بپردازیم، کالای مورد نظرمان را با خودمان ببریم. چون تعارف اومد نیومد دارد و ممکن است ما پیشنهاد فروشنده را جدی بگیریم.

بر این اساس می­‌توانیم نتیجه­‌گیری کنیم که این ضرب­‌المثل دارد به نکته‌­ای منفی اشاره می­‌کند. معنای این ضرب­‌المثل این است که ما همیشه تابع قوانین و مقررات جامعه نیستیم و اگر شرایط برایمان مهیا باشد، این قوانین را نقض می­‌کنیم و آنها را دور می­‌زنیم.

از این منظر، می­‌توانیم تعارف کردن را با رشوه دادن مقایسه کنیم. توجه داشته باشید که هدف از این مقایسه این نیست که نشان دهیم تعارف کردن و رشوه دادن یک چیز به حساب می­‌آیند. هدف این است که نشان دهیم چه تفاوت ظریفی این دو رفتار را از هم جدا می­‌کند.  

رشوه دادن ضد تعارف کردن است. اگر تعارف، پیشنهادی است که در آن هیچ حق انتخابی برای دریافت کننده پیشنهاد وجود ندارد (و حتما باید این پیشنهاد را رد کند)، رشوه نیز پیشنهاد به ظاهر داوطلبانه‌­ای است که فرد پیشنهاد دهنده هیچ چاره­‌ای جز ارائه کردنش ندارد (و حتما باید این پیشنهاد را مطرح کند)؛ چون می­‌داند که اگر رشوه ندهد نمی­‌تواند به هدفش برسد. در تعارف، فرد دریافت کننده پیشنهاد را رد می­‌کند تا تعهدش را به قرارداد اجتماعی و قوانین جامعه نشان دهد. اما در فرایند رشوه دادن، فرد رشوه را پیشنهاد می­‌کند تا نشان دهد که به یک فرد یا سازمان یا یک نهاد خاص، علاقه دارد و به آن متعهد است. البته می­‌دانیم که این علاقه و تعهد، غیر رسمی و غیر قانونی است.

وقتی پیشنهاد مطرح شده در تعارف را رد می‌­کنیم، با این کارمان نشان می­‌دهیم به قوانین جامعه پای­بند هستیم و این قوانین را با زور و اجبار نپذیرفته‌­ایم. بلکه این قوانین و ضوابط جزو عقاید و باورهای ما هستند. این وضعیت در فرایند رشوه دادن متفاوت می­‌شود. به این صورت که در فرایند رشوه دادن، فرد رشوه دهنده پیشنهاد رشوه را مطرح می­‌کند تا تظاهر کند که دارد از روی علاقه خودش این کار را انجام می­‌دهد.

واقعیت این است که فرد رشوه دهنده مجبور است رشوه بدهد. چون اگر این کار را نکند نمی‌­تواند به هدف مورد نظرش برسد. اما به گونه‌ای رفتار می­‌کند که انگار مجبور نیست و دارد به خاطر علاقه­‌ای که به طرف مقابلش دارد به او رشوه پرداخت می‌­کند.

نکته مهم این است که رشوه دادن به چنین نمایشی احتیاج مبرم دارد. اگر چنین نمایشی در کار نباشد و رشوه دهنده تظاهر نکند که دارد از روی علاقه و دوستی با طرف مقابل رشوه می­‌دهد، نمایش فساد و مبادله رشوه مخدوش می­‌شود. چون اگر کسی نشان دهد که دارد از سر اجبار رشوه می­‌دهد، در واقع دارد به طرف مقابل ثابت می­‌کند که گیرنده رشوه، فردی فاسد و فرصت­‌طلب است. اما تظاهر به خودانگیخته بودن رشوه، به دریافت کننده رشوه این اطمینان را می‌­دهد که عملی خلاف قانون انجام نمی­‌دهد و صرفا در چارچوب مناسبات دوستانه و صمیمانه با کسی دیگر، هدیه‌­ای دریافت کرده است. به همین خاطر است که رشوه دادن با چاپلوسی و تملق نیز همراه است. نباید نمایش مبادله به هم بخورد و فرد گیرنده رشوه نباید تصویری که از خودش دارد مخدوش شود.

بنابراین رشوه دادن و رشوه گرفتن مبتنی بر یک تناقض است: می­‌دانیم که در حال دادن و گرفتن رشوه هستیم، اما به گونه­‌ای وانمود می­‌کنیم که گویی چنین کاری نمی­‌کنیم. این انکار که می‌­تواند فراگیر و شایع شود، به تکثیر انواع و اقسام رفتارهای مفسده­‌برانگیز منجر می‌­شود.

پیامد مهم رد و بدل کردن رشوه، تبدیل کردن روابط و مناسبات غیر شخصی به روابط و مناسبات شخصی و خصوصی است. این جمله به چه معناست؟

ما در زندگی روزمره‌­مان در گروه­‌های مختلفی عضویت داریم و با افراد مختلفی در رابطه هستیم. در برخی از این گروه­‌ها مانند خانواده و گروه­‌های دوستی، روابط صمیمانه‌­ای حاکم است و با برخی از افراد مانند اعضای خانواده و دوستانمان رابطه صمیمانه­ و شخصی داریم. اما عضویت در برخی از گروه­‌ها نیازمند این است که با افراد گروه، روابطی رسمی و مبتنی بر ضابطه و قانون داشته باشیم. مثلا در یک محیط کاری، رابطه همکاران با یکدیگر باید به این صورت باشد و افراد نباید اغراض و منافع شخصی خود را در کارهای اداری خود وارد کنند. اما عملی مانند رشوه، این روند را معکوس می­‌کند. در شرایطی که باید بر اساس ضوابط و قواعد عمل کنیم و از داخل کردن اغراض و مقاصد شخصی­مان پرهیز کنیم، پرداخت رشوه باعث می‌­شود بتوانیم قوانین را دور بزنیم و بر اساس خودخواهی­‌ها و فرصت­طلبی­‌هایمان رفتار کنیم. از این جهت می­‌بینیم که تعارف کردن دقیقا نقطه مقابل و ضد رشوه دادن است. ما با تعارف کردن به خود و طرف مقابلمان ثابت می­‌کنیم که به قوانین پای­بند هستیم و قصد سوءاستفاده از امکاناتمان را نداریم. اما با رشوه دادن -دقیقا برخلاف تعارف کردن- به خود و طرف مقابلمان ثابت می‌­کنیم که به قوانین پای­بند نیستیم و قصد سوءاستفاده از امکاناتمان را داریم.

یکی از پیامدهای تبدیل کردن مناسبات غیر شخصی به مناسبات شخصی این است که روابط انسانی غیر قابل پیش‌­بینی می­‌شود. چون دیگر قانونی بر رابطه افراد حاکم نیست و هرکس ممکن است با شیطنت و سوءاستفاده از موقعیتش به هدفی که می­‌خواهد برسد. 

رواج گرایش به شخصی کردن مناسبات و روابط، نشان از این دارد که نظم و قاعده مشخصی بر جامعه حاکم نیست و جامعه ساز و کار و راه حل­ نهادینه شده و تثبیت شده‌­ای برای انجام کارها ندارد. مثلا وقتی کسی وارد اداره‌­ای می‌­شود و می‌­بیند که راه مشخصی برای حل مشکلش در اداره وجود ندارد، به ایجاد روابط غیر رسمی و شخصی با کارمندان و دادن رشوه رو می­‌آورد. این گرایش ممکن است چنان فراگیر و گسترده و رایج باشد که در بسیاری از موارد، به عنوان عملی غیر قانونی یا غیر اخلاقی تشخیص داده نشود و صرفا عملی برای تشکر و قدردانی از فردی خاص به شمار آید.

به عنوان مثال، چندی پیش یک مصاحبه مطبوعاتی در سفارت چین در ایران برگزار شد تا سفیر چین در ایران درباره غرق شدن کشتی سانچی توضیحاتی به خبرنگاران ارائه کند. پس از پایان مراسم، سفارت چین به خبرنگاران، مبلغ 50000 تومان هدیه داد. این هدیه باعث به وجود آمدن حاشیه­‌های فراوانی شد. برخی این کار را توهین به خبرنگاران دانستند و سفارت چین را از بایت چنین اقدام ناشایستی به باد انتقاد گرفتند. اما واقعیت این است که اصناف و گروه­‌های مختلف در بسیاری از موارد، از نهادها و دستگاه­‌های دولتی انتظار چنین هدایا و کمک­‌هایی را دارند و دستگاه­‌های دولتی نیز در موارد متعددی، چنین درخواست­‌هایی را اجابت می­‌کنند. سوال این است که بر اساس آنچه تا به اینجا گفته شد، گرفتن و دادن چنین هدایایی را چگونه باید تفسیر کنیم؟ آیا چنین هدایایی باعث شخصی شدن روابط و مناسباتی نمی‌­شود که علی­‌القاعده باید غیر شخصی باقی بماند؟ اگر به عنوان مثال، یک خبرنگار از یک سازمان دولتی هدی‌ه­ای دریافت کند، آیا می‌­تواند پس از آن در قبال سازمان مزبور استقلال خود را حفظ کند یا ناخوداگاه مجبور می­‌شود بر اساس خواست و ترجیح آن سازمان عمل کند؟  

یک مثال دیگر: یکی از فعالیت­‌های رایج در مدارس، تقدیر دانش‌­آموزان از معلمان در روز معلم است. دانش‌­آموزان در چنین روزی با تقدیم گل و هدایا از زحمات معلمانشان تقدیر و تشکر می­‌کنند. این اقدام، عملی نمادین به حساب می‌­آید و دانش­‌آموزان و خانواده­‌های آنها در چنین روزی با چنین اقداماتی مراتب تشکر خود را نسبت به اقدامات معلمان و مسئولین مدرسه نشان م‌ی­دهند. این اقدام، عملی انسانی و اخلاقی محسوب می‌شود. چرا که به معنای قدرشناسی دانش‌­آموزان و به رسمیت شناخته شدن تلاش­‌های معلمان از سوی دانش‌­آموزان است. اما پیامد ناخواسته دادن هدیه به معلم و مسئولین مدرسه، شخصی شدن رابطه معلم با دانش‌­آموز است. بدیهی است که فضای آموزشی نباید به مناسبات شخصی آلوده شود و قوانین و ضوابط آموزشی باید راهنمای عمل و تعامل افراد  باشد. در نگاه اول، دادن هدیه به معلم از سوی دانش‌آموز (آن هم در روز معلم) معنای مثبتی دارد و نشان دهنده قدردانی و قدرشناسی دانش‌­آموزان است. اما نباید در چنین موقعیتی الزامات ساختاری و سازمانی را نادیده گرفت. به عبارت دیگر، نادیده گرفتن چنین الزاماتی است که باعث می‌­شود پیامدهای ناخواسته چنین اعمالی پنهان باقی بماند. هدف دانش‌­آموز هدیه دهنده، مثبت و قابل احترام به نظر می­‌رسد. اما همین عمل مثبت و احترام­‌برانگیز می‌­تواند رابطه معلم و دانش‌آموز را تغییر دهد. شاهد مهم تاثیرگذاری چنین عملی این است که دانش‌­آموزان معمولا در روز معلم، از معلمان سا‌‌ل‌­های گذشته خود یادی نمی­‌کنند و صرفا برای کسانی که در همان سال تحصیلی معلمشان هستند، هدیه می­‌گیرند. این مسئله نشان می‌­دهد که هدیه دادن به معلمان تا چه حد تحت تاثیر الزامات و اقتضائات ساختاری است. هدف از ذکر چنین مطلبی به پرسش گرفتن اصل تکریم معلم از سوی دانش­ آموز نیست. اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که در بسیاری از موارد ممکن است، آنچه تحت عنوان تشکر و قدردانی انجام می­‌دهیم معانی، دلالت­‌ها و پیامدهای دیگری داشته باشد.

ضعف نهادمندی در جامعه ایران باعث شده که تلاش برای شخصی کردن روابط و مناسبات گسترش زیادی پیدا کند. رواج این معضل به حدی است که در بسیاری از موارد، افراد خود را محق به انجام چنین کاری می­‌دانند و نادیده گرفتن قانون را عملی ناپسند تلقی نمی­‌کنند. فقدان ساز و کاری مناسب برای گردش نخبگان در جامعه نیز به چنین معضلی دامن می­‌زند. وقتی دست­یابی به موقعیت­‌های حرفه­‌ای و سازمانی‌­ای که افراد به دنبالش هستند، تابع قاعده عقلانی و قابل پیش‌­بینی­ نباشد، افراد از همه امکانات (مشروع و نامشروع) خود برای کسب موقعیت و حفظ آن بهره می­‌گیرند. به عبارت دیگر، در فقدان ساز و کاری عینی، قانونی و غیر شخصی، افراد برای تثبیت و حفظ موقعیت خود از مناسبات شخصی استفاده می‌­کنند تا خلاء­ها و حفر‌ه‌­های جهان اجتماعی خود را بپوشانند. از این‌رو، متوسل شدن به مناسبات شخصی نه صرفا ناشی از نفع­‌جویی و فرصت‌طلبی افراد، بلکه محصول احساس شدید عدم امنیت است. دانش‌­آموزی که از ناحیه معلمش (آگاهانه یا ناآگاهانه) احساس خطر می­‌کند و نمی‌­داند برای جلب نظر معلم چه باید بکند و یا تلاشش برای جلب نظر معلم را ناکافی می­‌داند، از حربه شخصی کردن رابطه استفاده می­‌کند تا بتواند رابطه قابل کنترل­‌تری در مدرسه داشته باشد. از این جهت در بسیاری از موارد روابطی که در نگاه اول سرشار از صمیمت و دوستی است، ممکن است مملو از تنش و اضطراب باشد.

ترویج ویژگی­‌های مثبت اخلاقی مانند راستگویی و یکرنگی و... در یک جامعه، صرفا از طریق توصیه به کار نیک میسر نمی‌­شود. بدون فراهم کردن شرایط مناسب و نهادینه کردن پیش‌­شرط­‌ها نمی‌­توان اخلاقی زیستن را توصیه و مطالبه کرد. اگر اخلاقی زیستن را آرمانی ارزشمند بدانیم، باید به بنیان­‌های مادی تحقق چنین آرمانی نیز بیندیشیم.  

دسته‌بندی صفحه‌ها: